ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
157
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
كه از تو مىشود پاسخى دارد كه آن پاسخ استوار و زود انجام است . هر خاموشى را تو بهتر ضمير او را مىخوانى و حاجت وى را مىدانى و با وعده راستين و فضل فراوان و رحمت بىپايان حاجت او را برمىآرى . خداوندا بر محمد و آل او درود بفرست و گناه ما را ببخش و بدى و زشتى ما را بپوشان اى خداوندى كه هرگز گناه ما به تو آسيب و زيان نمىرساند و اى كسى كه بر غيبت آگاه باشى . مغفرت تو نسبت بگناه ما از تو چيزى نمىكاهد اى خداوندى كه زمين را بر آب قرار دادى و هوا را با آسمان پيوند و سد آسمان نمودى اى خداوندى كه براى خود بهتر نامها را برگزيدى بر محمد و آل او درود بفرست . براى من در تمام كارها نيكى را اختيار كن . اى خداوندى كه تمام صداها با خشوع و خضوع به تو مىرسد و تمام حاجات با زبانهاى گوناگون نزد تو طرح و تقاضا مىشود . حاجت من و درخواست من از تو اين است كه گناه مرا هنگام مرگ ببخشى هنگامى كه من در گور نهفته و از خانواده و فرزندان دور و مستور شوم . خداوندا ترا حمد ( ستايش ) مىكنم حمدى كه از هر ستايش بهتر است از ستايش تمام خلق بيشتر است . خداوندا بر محمد و آل او درود بفرست كه آن درود موجب خشنودى او خواهد بود . خداوند پاداش نيك بمحمد بده كه آن پاداش از طرف ما ( بسبب هدايت ) باشد . درودى كه براى محمد ذخيره باشد . خداوندا ما را سعادتمند در حيات خود فرما ، ما را بشهادت هم موفق نما . ما را برخوردار كن ، شقى و بدبخت و مستوجب سنگسارى مفرما . گفته شد : ابن سماك بر رشيد وارد گرديد . در آن حال كه نشسته بودند رشيد آب خواست . آب حاضر حاضر كردند خواست بنوشد . ابن سماك گفت : اى امير المؤمنين ترا بخويشى خود نسبت برسول سوگند مىدهم كه مهلت بدهى و تأمل كنى ( آب را ننوشى تا من بگويم ) . گفت : اگر اين آب را از تو منع كنند ( و تو سخت تشنه باشى ) با چه مبلغى اين آب را مىخرى كه بنوشى ؟ گفت : با نيمى از مملكت خود . گفت :